سلام
شعر طنزی در جایی خواندم که بخشی از آن را اینجا می آورم
علی ای علی ی دائی، تو چه آفتی فوتبال را
که به قهقرا فکندی، همه عشق تیم ما را
دل اگر خوره شناسی، به رخ همین علی بین
که خوره گی اش کلافه، بکند من و شما را
مرو ای گدای میدان، ز پی ی گدائی گُل
که گُل بدون زحمت، ندهد کسی گدا را
تو که گلزن قدیمی، چو پدربزرگ ِ تیمی
بنشین بکن تماشا، نوه ها و بچه ها را
بنشین به عشق تیمت، سر نیمکت و گلیمت
ز گلیم خویش امّا، به برون منه تو پا را